خانه تاریخی بهرامی به همت مالکش جان گرفت
صدای نقاره نه از گلدستههای حرم، که از دل یک خانه به گوش میرسد. فضا روحانی است و جمعی ایستادهاند و زیر لب، صلوات خاصه میخوانند. اگر چشمها را ببندید، خیال میکنید در صحن انقلاب حرم مطهر ایستادهاید؛ اما با بازشدن پلکها، خودتان را در فضای خانهای تاریخی در یکی از کوچههای امامرضا۲۲ پیدا میکنید؛ صدایی که هر چهارشنبه در دل خانه تاریخی بهرامی میپیچد.
این خانه عمارتی است که سردر باشکوه و منحصربهفردش، با طاق آجری، پیش از ورود، نگاه هر رهگذری را به خود جلب میکند. گویی در آستانه عبور از مرز امروز به دیروز ایستادهاید. این منزل قدیمی و باشکوه دو در دارد؛ در اصلی چوبی است با سردری به شکل قلب و دری که از داخل کوچه فرعی باز میشود و در قدیم، ورودی حیاط خانه بوده است و در حال حاضر به درِ اصلی رفتوآمد تبدیل شده است.
با عبور از این ورودی، حیاطی آجری با حوضی آبیرنگ پیش رویت قرار میگیرد؛ حوضی که شیرهای سنگی در دو سوی آن نشستهاند و صدای آب روان، درکنار بازی نور بر آجرها، فضایی گرم، دلنشین و روحانی میآفریند. پس از سالها سکوت، خانه بهرامی به همت مالکش، عباس بهرامی، دوباره جان گرفته است؛ عمارتی تاریخی که با فضای سنتی، شما را به دل تاریخ میبرد.
در این بنای تاریخی گپوگفتی با مالک این خانه داشتیم و در ادامه، از جزئیات این خانه و مسیری که آن را از فراموشی به احیا رسانده است، گفتیم و شنیدیم.
بازمانده اواخر قاجار
در گوشهوکنار خانه رد و نشانی از حرم امامرضا (ع) دیده میشود. لالهها و شمعدانها و کتیبهای که دورتادور خانه دیده میشود و صلوات خاصه بر آن نقش بسته است و... همهجا ارادت صاحبخانه به امامرضا (ع) به چشم میآید. صاحبخانه این دلدادگی به ائمه (ع) را از پدر مادرش، مرحوم علیاکبر ایزدی (آقازاده)، به یادگار دارد. پدربزرگی که از بزرگان بازار بوده و ارادت خاصی به امام حسین (ع) و امام رضا (ع) داشته است.
عباس بهرامی که دهه ششم زندگیاش را پشت سر میگذارد، تنها پسر مرحوم ماشاءالله بهرامی و بزرگشده کوچه پژمان در محله راهآهن است. پدرش کارمند اداره دارایی بود و او برخلاف پدر، راه بازار را انتخاب کرد. ذهنش را که میکاود، در گوشهوکنار خانه، خاطرهای پیش چشمش جان میگیرد.
اینجا خانه پدربزرگش مرحوم ایزدی است، خانهای که به گفته خودش، اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی اول توسط شخصی به نام مرحوم داورخواه ساخته شده و چند سال بعد توسط پدربزرگش خریداری شده است.
عباس بهرامی عکسی را که در آن گروهی از مردان و پسرهای خردسال قرآنبهدست، ایستادهاند نشانم میدهد و میگوید: عکس همینجا در حیاط خانه گرفته شده است. پدربزرگم دوره قرآنی به نام اهلبیت (ع) برگزار میکرد که مرحوم محمدرضا شجریان و پدرشان در آن شرکت میکردند. این دوره به همراه روضهخوانی در دهه اول محرم و آخر صفر تا دهه۴۰ برگزار میشد.
او اینطور ادامه میدهد: این خانه تاریخی که در سال۱۲۹۴ شمسی به دست حاجسلیمان که بنّای معروفی بود، ساخته شد، ۱۸۰متر زیربنا و دویستمتر حیاط دارد. بنا یکطبقه است و سه اتاق دارد. یک سالن بین سه اتاق و راهپلهای قرار دارد که مستقیم به زیرزمین، آشپزخانه و حوضخانه راه دارد. همچنین یک حلقه چاه آب که آن را مسدود کردهاند، قبلا در این خانه وجود داشته است. از مشخصات دیگر این بنا میتوان به «سهراه گربهرو» اشاره کرد. این سازه هواکشهایی بود که در خانه برای زمستان و تابستان تعبیه شده بود.
به گفته او در بازسازیهایی که انجام شده، صدمتر به متراژ خانه در قالب بالکن و اتاق اضافه شده است.

نذری که خانه را سر پا نگه داشت
بعد از فوت پدربزرگ و مادربزرگ عباسآقا در سال۱۳۳۶ خانه نیمهمتروکه شد. گاهی اگر اطرافیان و فامیل برای زیارت به مشهد میآمدند، کلید خانه دراختیارشان قرار میگرفت، اما به طور دائم فردی در خانه ساکن نبود.
بهرامی میگوید: سال۱۳۸۴ خانه را از وراث دیگر خریدم. تصمیم داشتم آن را تخریب و به هتلآپارتمان تبدیل کنم، اما متوجه شدم با توجهبه نزدیکی این خانه به باغ خونی و حریمی که دارد، اجازه مرتفعسازی ندارم؛ بنابراین از تخریب و ساخت هتلآپارتمان منصرف شدم.
با ارادت خالصانهای که آقای بهرامی به امامرضا (ع) دارد و سالهاست که در لباس خادمی به زائران خدمت میکند، فکری به خاطرش رسید. تصمیم گرفت شبهای ولادت و وفات امامرضا (ع) در همین خانه، از ۳۰۰ تا ۱۱۰۰پرس غذا بین زائران توزیع کند.
روبهراهکردن خانه هم چالشهای خودش را داشت. بهرامی در خانه پدربزرگ زندگی نکرده، بلکه بیشتر عمرش را در تهران گذرانده بود. او تصمیم گرفت دستی به سروگوش خانه بکشد و آن را حفظ کند.
اما با چالشهایی در اینراستا مواجه بود؛ «چوبهای به کاررفته در خانه را موریانه خورده بود و نیاز به تعویض داشت. کفپوش حیاط خراب شده بود، سقفها نیاز به بازسازی داشت، تأسیسات فرسوده بود. داخل حیاط پر از زباله بود که هتلهای اطراف به داخل خانه ریخته بودند؛ حدود بیستنیسان زباله از حیاط بیرون ریخته شد.»
او ادامه میدهد: بعداز تمیزکردن خانه، در همان سال۱۳۸۴ بخشی از حیاط را مسقف کردیم و دیگ و پایهها را گذاشتیم. در قسمتی از حیاط سرویس بهداشتی ساختیم. تا قبل از بازسازی خانه، کارمان همین بود که غذا بپزیم و توزیع کنیم. البته همچنان فامیلی که از شهرستان میآمد، در خانه میتوانست اقامت کند.

بازسازی به دست ۳ بنّای سنتیکار
سال۱۴۰۲ بهرامی دوباره تصمیم گرفت برای ساخت هتلآپارتمان اقدام کند. با مراجعه به شهرداری و اداره کل میراث متوجه شد ملک بهدلیل قدمت، ارزشمند است و میتواند با حفظ بنا، آن را به اقامتگاه سنتی تبدیل کند. این کار چندان آسان نبود و مشکلات بسیاری ازقبیل بازسازی و مرمت مطابق معماری بنا، گرفتن مجوزهای لازم و... به همراه داشت.
بهرامی میگوید: دست تنها بازسازی خانه را شروع کردم و نمیدانستم باید چه کنم. گیج شده بودم. یک روز برای تعمیر قفلها و کلیدهای خانه، فردی را آورده بودم. سیدعلی محروقی که در کار ساختوساز مهارت دارد، با قفلساز کار داشت و همان روز به خانه آمد. همانجا کلید آشنایی ما زده شد و چندروز بعد، همه کارهای مرمت خانه تا رسیدن به مرحله سنتیسرا را به او سپردم.
سیدعلی محروقی که همه بازسازیها به همت او انجام شده است، میگوید: باید خانه را براساس معماریاش بازسازی میکردیم تا حال و هوای آن باقی بماند. به همیندلیل دنبال بنّایی که چنین تخصصی داشته باشد، بودیم و سه بنّای سنتیکار از شهرستان خواف پیدا کردیم. کف حیاط ابتدا قرار بود کفپوش داشته باشد، اما با مشورتهایی که با مدیر بازسازی و مرمت انجام دادیم، قرار شد هر چند هزینه بیشتری داشت، کف را آجرفرش کنیم.
باید خانه را براساس معماریاش بازسازی میکردیم تا حال و هوای آن باقی بماند
پیشرفت کار کند بود، زیرا بنّاها در روز، دو یا سه متر میتوانستند مرمت کنند و همین موضوع در طولانیشدن روند بازسازی مؤثر بود، بهطوریکه دو سال یعنی تا اردیبهشت امسال کار مرمت طول کشید. بازسازی و تجهیز خانه بهرامی حدود ۲۰میلیاردتومان برای آقای بهرامی هزینه داشت که همه این هزینه را بدون کمک ارگان مرتبط خودش بهعهده گرفت.
شمعدانهای حرم در خانه بهرامی
بهاتفاق بهرامی و محروقی از پلههای آجری زیرزمین پایین میرویم. بوی نا و خنکای آن در شامه میپیچد. اینجا مطبخ قدیمی و سرداب بوده و با راهپلهای به سالن بالا راه داشته است.
این روزها این مکان با گذاشتن میز و صندلی بهعنوان فضای کافیشاپ استفاده میشود. تزئیناتی مانند کوزههای بزرگ و آویزها هم برای یادآوری فضای سنتی در آنجا چیده شده است. طاقچههای این مکان تبدیل به ویترینهایی شده است که داخل آن ظروف قدیمی بهیادگارمانده از خاندان بهرامی نگهداری میشود، از ظروف چینی گرفته تا سرویس چایخوری با گلهای آبیرنگ.
در بالکن قدیمی خانه بهرامی، شمعدانهایی پشت یکی از پنجرههای آبیرنگ آن خودنمایی میکند. بهرامی داستان این شمعدانهای قدیمی را اینطور بازگو میکند: برای پشت این پنجره، قابی سفارش داده بودیم و برنامه داشتیم که چند مرغ عشق میان آن رها کنیم، اما یکی از دوستانم که قاب پنجره را دیده بود، گفت بیا ازطریق مزایده، شمعدانهای صدسال قبل حرم را بخر. من نیز همین کار را کردم.
قبلاز ورودی ساختمان، ترمه قدیمی در قابی روی دیوار خودنمایی میکند. برخی از قسمتهای پارچه بهمرور زمان از بین رفته، اما هنوز اصالت و زیبایی خود را حفظ کرده است. این ترمه هم از وسایل بهجامانده از مادر مرحوم بهرامی است که این روزها زینتبخش خانه شده است.
وارد ساختمان اصلی که میشویم، اتاقها در دو سویمان قرار گرفتهاند. راهپلههایی هم مقابلمان است که به مطبخ و سرداب راه دارد؛ اتاقهایی که امروز بهعنوان اتاق عقدکنان و لمکده از آن استفاده میشود.
محروقی توضیح میدهد: در اتاق عقدکنان چند مراسم عقد به شیوه سنتی برگزار شده است. حتی تولد و سالگرد ازدواج هم در این اتاقها برگزار شده است.

چهارشنبه امامرضایی در خانه بهرامی
در فضای حیاط، پلهها به بالکن ختم میشود؛ بالکنی که پنجرههای آبی با پشت پردههای سفید، یادآور خانهمادربزرگهایمان است. به گفته بهرامی، بالکن ساخته شد، بدون اینکه کاربری برای آن درنظر گرفته شود. چند طبل و کرنا هم برای تزئین روی بالکن گذاشته شد. تا اینکه در ماه رمضان، خانواده اقوام شکوهی را که از نقارهزنهای معروف حرم مطهر رضوی هستند، برای افطاری دعوت کرد. آنها بهمحض دیدن طبل و کرنا، آن را بهدست گرفتند و نقاره میزدند. همان شب تصمیم گرفتند هر چهارشنبه روی همین بالکن نقارهزنی انجام شود.
محروقی میگوید: آقای بهرامی هرزمان باخبر میشود بناست وسیلهای در حرم نو شود، قدیمیاش را میخرد؛ مثل لاله شعمدانها، کرنا و طبل. هنگامیکه اقوام شکوهی برنامه خود را اجرا کردند، قرار شد هر چهارشنبه در همان بالکن این برنامه ادامه یابد.
این برنامه مدتی توسط پسران اقوام شکوهی ادامه پیدا کرد، اما بعداز مدتی نتوانستند هر چهارشنبه برای نقارهزنی به خانه بهرامی بیایند. ازاینرو بهرامی، گروه دیگری را با گرفتن مربی کرنا و طبل آموزش داد. از آن زمان به بعد گروه جدید کار را به دست گرفتند.

سردر، شناسنامه خانه بهرامی
حسین حیدریلطفآبادی، کارشناس بازنشسته اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی و مدیر پروژه بازسازی خانه بهرامی، درباره سردر قدیمی این خانه و نوع معماری آن میگوید: یکی از ویژگیهای منحصربهفرد این سردر، طاق جناغی است. در دو طرف آن، سر پایههای بیرون زده و آجرهای مدون (میلهای) طرفین هم از نمادهای منحصربهفرد این معماری است.
او ادامه میدهد: در خانههای اطراف حرم سردرهای بسیاری دیدهام که شاید مفصلتر و جزئیات بیشتری داشته باشد، اما ویژگیهایی که بیان شد، در هیچ یک از آنها وجود ندارد.
حیدری به کانالهای کف این خانه (گربهرو) اشاره میکند و توضیح میدهد: هنگامیکه خانه را بررسی کردیم، هیچگونه رطوبتی نداشت. درصورتیکه سالها خانه بدون استفاده و تعمیر رها شده بود. هنگام برداشت کف خانه به سه هواکش رسیدیم که نجاتدهنده خانه از رطوبت بود.
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد سردر خانهبهرامی، طاق جناغی است که در دیگر خانههای اطراف حرم وجود ندارد
او بیان میکند: در زمان بازسازی تراس دارای حفرهای بود که قصد پرکردن آن را داشتیم. هنگامیکه برداشت کف تراس انجام شد، طاقها و طاقچههای سرداب نمایان شد. آنطورکه شواهد نشان میداد این سرداب، سالها پر شده بود و خانواده بهرامی از آن بیاطلاع بودند.
مدیر پروژه بازسازی خانه بهرامی درباره معماری این سرداب میگوید: سرداب دارای طاق هلالی و طاقچههای جناغی است. بخشی از آن از کف تا سقف با کاشی پوشیده شده بود که شاید بتوان گفت این بخش بهعنوان حمام استفاده میشده است، زیرا نشانهای مبنیبر حوضخانه در آن پیدا نکردیم.
این کارشناس معماری ادامه میدهد: حیاط دارای حوض کاشیکاری بوده، اما با توجه به ارتفاع زمین متوجه شدیم کف باید پر شده باشد و حوض فعلی بعدها ساخته شده است. با برداشت ۲۵سانت کف زمین به حوض قدیمی رسیدیم که اکنون در حیاط دیده میشود. از ویژگیهای حوض قدیمی خانه باید به سنگ تراشیده سهتکه که کاملا صاف است، اشاره کنم.
حیدری درباره اتاقهای این بنا توضیح میدهد: ارتفاع آنها تا زیرزمین طبق معماری پهلوی اول ساخته شده، اما شالوده اصلی خانه براساس معماری اواخر دوره قاجار شکل گرفته است. نوع ناودانهای خانه که باقیمانده است، معماری اوایل دوره پهلوی اول را یادآوری میکند. در بخشی دیگر از حیاط که راهپلهها به سمت بالکن ساخته شده است، آبانبار یا انباری برای هیزم بوده است، اما بقایای آن از بین رفته و نمیتوان حدس درستی درباره آن بیان کرد.
به گفته او با تغییر سطح کوچه، تنها یک پله کوتاه مقابل درِ ورودی باقی مانده است، درحالیکه دستکم دو تا سه پله دیگر براثر آسفالت و بالاآمدن سطح کوچه در این سالها از بین رفتهاند.
* این گزارش سهشنبه ۳۰ دیماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۴۶ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.
